 |
| |
 |
|
|

|
| |
کتاب :
نهج البلاغه همراه
|

|
|
|
|
|
:مترجم
سيدجمال الدين دين پرور |
|
|
|

|
| |
 |
|
| |
فصلنامه پژوهشي و اطلاع رساني نهج البلاغه شماره 23 و 24
|

|
|
|
|
|
فصلنامه 24- 23
|
|
 |
|
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
|
 |
|
 |
|
|
|
زتوبه
خوب است ولى گناه نكردن بهتر
161
دست از گناه شستن آسان تر از
توبه خواستن است.
از
شكمبارگى بپرهيز
162
اى بسا شكمبارگى كه مانع
سلامتى گردد.
نادانى
خود را برطرف كنيد
163
مردم دشمن نادانستنى هاى خود
هستند.
از
افكار و انديشه ديگران بهره
گيريد
164
آن كه به پيشباز نظرها رود و
از افكار ديگران بهرهور گردد
لغزشگاهها را دريابد.
براى
خدا به خشم آييد
حكمت 165 ـ 172
165
آن كه براى خدا به خشم آيد
باطل را هرچه باشد در هم
كوبد.
دل به
دريا زن
166
اگر از چيزى ترسيدى دل به
دريا زن و در آن وارد شو، كه
اين همه دودلى سخت تر از ترسى
است كه احساس مى كنى.
كرامت
و بلندنظرى
167
نظربلندى ابزار سرورى است.
هنر
تشويق و تنبيه
168
با پاداش دادن به نيكوكار،
بدكار را تنبيه كن.
خانه
دلت را از بدى پاك كن
169
ريشه بدى را از سينه ديگران،
با بركندن از سينه ات بركن.
لجاجت،
آفت تدبير
170
يكدندگى و ستيز، انديشه و
تدبير را بى اثر كند.
از
آزمندى بپرهيز
171
آزمندى، بردگىِ هميشگى است.
بارى
به هر جهت مباش
172
نتيجه كوتاهى و تباهى،
پشيمانى است و حاصل هوشيارى و
دورانديشى، سلامتى.
دو چيز تيره عقـل است: دم
فروبستن
به
وقتِ گفتن و گفتن
بهوقتِ خاموشى
حكمت 173 ـ 180
173
در سكوت از دانش و حق، خيرى
نيست همچنان كه در سخن
جاهلانه.
حق بيش
از يكى نيست
174
دو ادّعاى متناقض، حتماً يكى
از آنها گمراهى است.
حق را
بشناس و آن را پاس دار
175
از آن زمان كه حق را شناختم
در آن شك نكردم.
امام،
معصوم است
176
نه دروغ گفتم و نه دروغم
گفتند16، نه گمراه گشتم و نه
گمراه كردم.
پشيمانى ستمگر در قيامت
177
آن كه ستم آغاز كند فرداى
قيامت انگشت ندامت گزد.
به
آخرت بينديشيد
178
كوچ كردن به آخرت، نزديك است.
سياست
حمايت از حق
179
آن كه بى پروا از حق حمايت
كند نزد مردم نادان پذيراى
هلاكت شده است.
صبور
باش
180
آن كه پذيراى صبر نباشد بى
تابى هلاكش سازد.
خلافت
پس از پيامبر به چيست؟
حكمت 181 ـ 183
181
شگفتا! چگونه خلافت پيامبر با
«مصاحبت» آرى، ولى با
«مصاحبت» و «خويشاوندى» نه؟!
و در اين مورد شعرى به آن
حضرت نسبت داده شده كه ترجمه
اش اين
است:
«اگر به بهانه «شورا» حكومت
مردم را به دست گرفتى، اين چه
شورايى است كه رأى دهندگان
غايب بودند.
و اگر خويشاوندى را دليل
آوردى، ديگرى كه به پيامبر
نزديك تر و سزاوارتر بود.»
فرهنگ
مرگ و زندگى
182
انسان در دنيا هدف تيرهاى مرگ
است، و چپاول شده اى است كه
مصيبتها بدو پيشدستى كنند. با
هر «نوشى»، «نيشى» هست، و
آدمى به نعمتى نرسد مگر آنكه
نعمتى را از دست دهد، و روزى
را آغاز نكند مگر آنكه روزى
را از دست داده باشد. پس ما
ياوران مرگيم و جانهامان
دستخوش تير اجل است، پس چگونه
آرزوى ماندن دائم داريم در
حالى كه اين شب و روز هر
بنايى را كه بالا آيد بسرعت
ويران كند و هر جمعى را
بپراكنَد.
به جمع
مال حريص مباش
183
اى فرزند آدم، آنچه بيش از
نيازت به دست آرى، براى
ديگران نگه دارى.
مهر و
محبّت، زمينه پذيرش فكر و
فرهنگ
حكمت 184 ـ 189
184
براى دلها سه حال است:
اشتياق، ميل، و نفرت. آنگاه
كه آنان را مشتاق و مايل
يافتيد فكر و فرهنگ را وارد
كنيد، كه چشم دل با خنجر
اكراه و اجبار كور شود.
خشم
خود را فرو نشان
185
كى خشمم را فرو نشانم؟ آيا
وقتى كه از انتقام ناتوانم كه
گويند: صبر كن، يا زمان
تواناييم كه گويند: عفو كن.
بخل
مكن
186
آن حضرت بر مزبله اى مى گذشت،
چنين فرمود: اين است آنچه
بخيلان بدان بخل ورزيدند.
و در روايت ديگر: اين همان
است كه ديروز براى رسيدن بدان
سر و دست مى شكستند.
هرچه
را در راه تربيت صرف كنى،
افزايش يابد
187
مالى كه صرف كرده اى ولى پندت
داده، در حقيقت از دست نشده
است.
با سخن
حكمت آميز، جان خود را زنده
كن
188
دلها نيز چونان بدنها مى
ميرند، پس براى زنده ماندنشان
سخنان حكمت آميز و نغز جستجو
كنيد.
حق را
بشناسيد تا فريب باطل را
نخوريد
189
آنگاه كه سخن خوارج را شنيد
كه مى گفتند: «حكومت تنها
براى خداست»، فرمود: «حق»
گويند ولى «باطل» خواهند. |
حكمت 190 ـ 193
فرومايگان را بشناسيد
190
درباره صفات فرومايگان چنين
فرمود: آنان كسانى اند كه
وقتى گرد آيند چيره شوند، و
چون پراكنده شوند شناخته
نشوند.
گويند كه امام چنين فرموده
است: آنان كسانى اند كه وقتى
كنار هم آيند ضرر رسانند، و
آنگاه كه متفرّق شوند سود
بخشند.
پرسيده شد: زيان اجتماعشان را
شناختيم ولى سود جدايى شان
چيست؟ فرمود: پيشهوران سر
كارشان بازگردند پس مردم سود
برند، چون بنّا به بنّايى، و
بافنده به كارگاه، و نانوا به
نانواييش بازمى گردد.
از
سقوط ديگران شادمان مباشيد
191
جنايتكارى را مى آوردند و
فرومايگان دور او را گرفته
بودند، امام ـ درود خدا بر او
ـ فرمود: آفرين مباد بر
رويهايى كه تنها به هنگام
زشتى ديده شوند.
همه
مردم در حفاظت خداوندند
192
هر آدمى را دو فرشته حفاظت
كنند، پس آنگاه كه پيمانه اش
پر شود رهايش سازند، كه
زمانبندى عمر، سپر محكم زندگى
است.
در
بيعت با امام شرطى نيست
193
طلحه و زبير به امام عرض
كردند: ما با تو بيعت كنيم
بدين شرط كه در خلافت شريكت
باشيم. آن حضرت فرمود: نه،
شمايان در نيرو و كمك شريك، و
در ناتوانى و كاستى ياور
باشيد.
حكمت 194 ـ 198
از مرگ
نتوان گريخت
194
اى مردمان، از خدا پروا كنيد،
همو كه اگر سخن گوييد شنود، و
اگر نهان داريد داند. به سوى
مرگ و زندگى جاويد پيشى گيريد
كه اگر از آن گريزيد شما را
دريابد، و اگر بايستيد
دستگيرتان كند، و اگر آن را
از ياد بريد فراموشتان نكند.
از كار
خير دلسرد نشويد
195
ناسپاسى ديگران شما را در كار
خير دلسرد نكند، زيرا كسى از
شما تشكّر كند كه از آن بهره
اى نبرَد، تازه از سپاس
سپاسگزار بيش از ناسپاسىِ
ناسپاس دريافت خواهيد كرد، و
خداوند نيكوكاران را دوست
دارد.
هميشه
دانش پژوه باشيد
196
هر پيمانه اى بدانچه در آن
ريزند پر شود جز پيمانه دانش
كه هرچه در آن ريزند گسترش
يابد.
مردم،
ياور بردباران
197
نخستين پاداش بردبارىِ
بردبار، يارى دادن مردم به او
در برابر نادان است.
بردبارى را تحصيل كن
198
اگر خصلت بردبارى ندارى،
بردبارى را وام گير و چون
بردباران باش، كه اگر كسى خود
را به گروهى شبيه سازد معمولا
از آنان گردد.
حكمت 199 ـ 202
به فكر
خويش باش
199
آن كه به حساب خويش رسد سود
برَد، و آن كه غفلت ورزد زيان
كند، و آن كه از گناه ترسد در
امان باشد، و آن كه با ديده
عبرت نگرد بينا گردد، و آن كه
ديدگان خود را گشايد دريچه
فهم به رويش گشوده شود، و آن
كه از فهم برخوردار گردد به
سرزمين دانش درآيد.
حق
پيروز است
200
دنيا پس از مهربانيش به ما،
مهربان خواهد شد همان گونه كه
ماده شتر تندخو به
فرزندش.
و آنگاه اين آيه را تلاوت
فرمود: «اراده ما بر اين است
كه بر مستضعفان زمين منّت
گزاريم و آنان را پيشوايان و
وارثان قرار دهيم»17.
|
|
|
|
|