 |
| |
 |
|
|

|
| |
کتاب :
نهج البلاغه همراه
|

|
|
|
|
|
:مترجم
سيدجمال الدين دين پرور |
|
|
|

|
| |
 |
|
| |
فصلنامه پژوهشي و اطلاع رساني نهج البلاغه شماره 23 و 24
|

|
|
|
|
|
فصلنامه 24- 23
|
|
 |
|
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
|
 |
|
 |
|
|
|
تقواى
الهى پيشه كنيد
201
از خدا پروا كنيد پرواى آن كه
دامن همّت به كمر زده و از
فرصتها بهره برده است، و
ترسان از لغزشها، به خوبيها و
مغفرت الهى پيشدستى كرده و به
سرمنزل اصلى و بازگشتگاه و
پايان كار و رستاخيز انديشيده
است.
درسهاى
زندگى
202
بخشندگى پاسدارِ آبروست و
بردبارى دهانبندِ نادان و
عفو، زكاتِ پيروزى و فراموشى
و كناره گيريت پاداشِ آن كه
به تو نامردمى كرده. و مشورت
چشمه جوشان هدايت است، و آن
كه به رأى خود مغرور شود به
استقبال خطر شتافته است، و
صبر، سختى ها را از پا
درآورَد، و بى تابى و
ناشكيبايى از عوامل نابودى
است، و ارزنده ترين بى نيازى،
تركِ آرزوهاست، و چه بسيار
عقلها كه در اسارت هوسهاى
توفنده اند، و كسب تجربه از
موفقيّتهاست، و دوستى نوعى
خويشاوندى است، و از مردم
رنجديده در امان مباش.
حكمت 203 ـ 209
از
خودپسندى بپرهيز
203
خودپسندى آفت انديشه است.
ناملايمات را به خود راه مده
204
ناملايمات را ناديده بگير،
وگرنه هرگز خشنود نخواهى
زيست.
سخت
مگير
205
آن كه درخت وجودش انعطاف پذير
بُوَد، شاخسارش فراوان گردد.
از اختلاف و تفرقه بپرهيز
206
اختلاف، رأى و نظر را تباه
سازد.
هشدار
به ثروتمندان
207
برخوردارى گردنكشى آرد.
در
سختى ها شخصيّت خود را بسازيد
208
در فراز و نشيب زندگى،
شخصيّتها نمايان گردد.
حسادت
بيمارى است
209
رشك بردن به دوستان، نشانه
«دوست بيمارى» است.
حكمت 210 ـ 216
خطر
طمعورزى
210
بيشترين قتلگاه عقلها در زير
برق طمعهاست.
گمان
بد مبريد
211
از عدالت به دور است كه به
معتمدان گمان بد برند.
ستمكارى آخرت سوزى است
212
بدترين رهتوشه سفر آخرت ستم
بر بندگان خداست.
چشم
پوشى از لغزش ديگران
213
از برجسته ترين كردار كريمان
چشم پوشى از دانسته هاست.
فضيلت
حيادارى
214
آن كه لباس شرم درپوشد مردم
عيب او را نبينند.
مجموعه
اى از ارزشها
215
سكوت فراوان و مراقبت در
گفتار، شكوه و بزرگى آرد، و
انصاف موجبِ گسترش دوستى و
دوستان گردد، و بخشش ارزشِ
آدمى را عظيم گرداند، و
فروتنى نعمت را تمام كند، و
پذيرش محنت و بارِ ديگران
سرورى زايد، و عدالت در زندگى
دشمن را هلاك سازد، و بردبارى
در برابر نادان، ياران را
عليه او زياد گردانَد.
حسادت موجب بيمارى است
216
شگفتا از غفلت حسودان كه
سلامتى خود را ناديده
انگارند.
طمع،
ذلّت آرد
217
طمع كننده گروگانِ ذّلت و
خوارى است.
ايمان
چيست
218
از آن حضرت درباره ايمان
پرسيدند، فرمود: ايمان، شناخت
قلبى و اقرار زبانى و اجراى
دستورهاى عملى است.
فرهنگ
شناخت دنيا
219
آن كه به خاطر دنيا غمگين شود
به قضاى الهى خشم آورده است،
و آن كه از مصيبتى كه بدو
رسيده زبان به شكوه گشايد از
پروردگارش شكايت كرده است، و
آن كه پيش ثروتمندى رود و به
خاطر ثروتش بدو كرنش كند دو
سوم دينش را از دست داده است،
و آن كه در دنيا قرآن خوانده
و پس از مرگ به دوزخ رود آيات
الهى را به مسخره گرفته بوده
است، و آن كه دل به دنيا
باخته باشد سه بلا بر او وارد
شود: اندوه، حرص دائم، و
آرزويى كه هرگز بدان نرسد.
تفسير
قناعت
220
قناعت يعنى فرمانروايى و
سرورى، و نيكخويى و خوش
اخلاقى يعنى نعمت.
ارزش
قناعت
221
از امام ـ درود خدا بر او ـ
تفسير اين آيه را پرسيدند كه
خداوند مى فرمايد:
«ما او را به زندگانى پاكيزه
زنده مى كنيم»18، فرمود:
زندگى پاكيزه، قناعت است.
با خوش
روزى شريك شويد
222
با آن كه خوش روزى است شريك
شويد كه ثروت بيشتر آرد و
بهره را افزون كند.
تفسير
عدالت
223
امام ـ درود خدا بر او ـ در
تفسير آيه «خدا به عدل و
احسان فرمان دهد»19 فرمود:
«عدالت»، ادا كردن كامل حقّ
هركس، و «احسان»، بخشش بيشتر
است.
بركت
بخشندگى
224
آن كه با دست كوتاه بخشد از
دست بلند دريافت كند.
معنى چنين است كه آدمى آنچه
از مالش را در راه خير و
نيكويى انفاق كند، گرچه اندك
باشد، خداوند متعال پاداش او
را عظيم دهد. و دو دست در
اينجا عبارت از دو نعمت است.
امام ـ درود خدا بر او ـ بين
نعمت بنده و نعمت پروردگار
تفاوت قائل شده است، كه آنچه
از سوى بندگان است كم و
كوتاه، و آنچه از سوى خداست،
بلند و بزرگ است، زيرا
نعمتهاى خداوند هميشه بر
نعمتهاى بندگان برتر است، چون
نعمتهاى الهى اصل همه
نعمتهاست، پس هر نعمتى در
واقع از اوست و از آنجا
سرچشمه مى گيرد.
آغازگر
جنگ مباش، بى تفاوت هم هرگز
225
حضرت، به فرزندش امام حسن ـ
درود خدا بر او ـ فرمود: جنگ
را آغاز مكن امّا جنگ طلب را
پاسخ گوى، زيرا آغازگر،
تجاوزگر است و تجاوزگر به خاك
هلاكت افتد.
بهترينها يا بدترينها
226
بهترين خصلتهاى زنان، بدترين
اخلاق مردان است: «تكبّر»،
«ترس» و «بخل». پس اگر زن
متين و باوقار باشد حريم خويش
نگه دارد و اجازه سوءِ
استفاده از خود را ندهد، و
اگر بخيل باشد مال خود و
همسرش را حراج نكند، و اگر
ترسو باشد در به روى هركس
نگشايد.
عاقل را بشناسيد
227
به امام ـ درود خدا بر او ـ
عرض شد كه «عاقل» را براى ما
توصيف نما. فرمود: عاقل كسى
است كه از هر چيز بجا و بموقع
استفاده كند.گفتند: جاهل
كيست؟ فرمود: بيان كردم.
يعنى جاهل كسى است كه كارهايش
بيجا و بى موقع باشد. پس با
بيان وصف عاقل، جاهل هم توصيف
شده است چون وصف جاهل درست
برخلاف وصف عاقل است.
شناخت
دنيا
228
به خدا سوگند، اين دنياى شما
در ديده من پست تر از استخوان
خوكى در دست جذامى است.
درجات
نيايش و نيايشگران
229
گروهى خداى را به «چشمداشت»
پرستش كنند، كه آن پرستش
بازرگانان است; و گروهى او را
از روى «ترس» بپرستند، كه آن
پرستش بردگان است; و سه ديگر
او را به پاس «سپاس» پرستش
كنند، كه آن پرستش آزادگان
باشد.
زن،
ضرورت زندگى
230
زن ضرورت زندگى و از همه جهت
آسيب پذير است، و آسيب
پذيرتر، زندگىِ بدون اوست.
سستى و
سخن چينى موقوف
231
آن كه سستى پيشه كند حقوقش
تباه شود، و آن كه به حرف سخن
چين رود دوستانش را از دست
دهد.
آثار
تخريبى غصب و تجاوز
232
سنگ غصبى در خانه، گرو ويرانى
آن است.
اين كلام از پيامبر اكرم ـ
درود خدا بر او و خاندانش ـ
نيز روايت شده و جاى شگفتى
نيست كه دو كلام شبيه هم
باشند زيرا سرچشمه هر دو يكى
است.
روز
حاكميّت مظلوم
233
روز حاكميّت مظلوم بر ظالم
بسيار سخت تر از روزگار
حاكميّت ظالم بر مظلوم است.
تقوى
پيشه كن ولو اندك
234
تقواى الهى پيشه كن گرچه
اندك، و ميان خود و خداى خويش
حريم نگه دار ولو كمرنگ.
نظام
پاسخگويى
235
آنگاه كه پاسخها برف انبار
شود، حق مخفى گردد.
شكر
نعمت، نعمتت افزون كند
236
خداى را در هر نعمتى، حقّى
است. پس آن كه حقّ نعمت به
جاى آرد نعمتش افزون شود، و
آن كه كوتاهى كند در خطر زوال
نعمت قرار گيرد.
بر
توانايى خود بيفزاييد
237
آنگاه كه امكانات فراوان گردد
خواستها كم شود.
نعمت
را از كف مده
238
از گريز نعمتها بپرهيز، كه هر
گريزانى بازنگردد.
جوانمردى و بخشندگى
239
جوانمردى و بخشندگى، از
خويشاوندى برتر و كارسازتر
است.
پاسدار
گمان خير مردم درباره خود باش
240
آن كه به تو گمان خير برَد،
گمانش را احترام بگذار و راست
انگار. |
|
|
|
|
|
|