|
پيش از
ايكارى كنيد كه نياز به پوزش
نباشد
321
بى نيازى از پوزش، بهتر از
پوزش صادقانه است.
ادب
بندگى
322
كمترين ادبِ بندگىِ خدا آن
است كه به كمك نعمتهاى او
گناه نكنيد.
سرمايه
اطاعت الهى
323
اطاعت الهى به سود زيركان
است، در حالى كه كوتاهى در
اطاعت او نشانه ضعف و ناتوانى
است.
حاكمان
مردم، پاسداران دين خدا
324
حاكمان و فرمانروايان بايد
پاسداران دين خدا در زمين
باشند.
سيماى
مؤمن
325
امام ـ درود خدا بر او ـ
سيماى مؤمن را اين گونه ترسيم
كند: شادمانى مؤمن در چهره و
اندوهش در دل است. دريادل و
بلندنظر است و نفسش از همه
رامتر. برترى جويى را خوش
ندارد، و خودنمايى را زشت
داند. اندوهش طولانى است،
همّتش بلند است، و سكوتش
فراوان است، دورانديش است،
اوقاتش با برنامه است،
سپاسگزار و صبرپيشه است،
داراى فكرى ژرف است، به آسانى
نيازش را نگويد و به كسى روى
نيندازد، سازگار و نرمخوست.
جانش از سنگ مقاوم تر است و
فروتنى اش از بردگان فراتر.
برترين
توانگرى
326
برترين بى نيازى و توانگرى،
نااميدى از دستمايه مردم است.
به
وعده وفا كنيد
327
آدمى تا وعده نداده آزاد است.
از
آرزوى دراز و فريبكارى بپرهيز
328
اگر آدمى پايان زندگى و
سرنوشت خويش را بيند، آرزوى
دراز و فريبكارى را دشمن
خواهد داشت.
شريكان
مال خود را بشناس
329
هر مال دو شريك دارد: وارث و
حوادث.
چرا به
گفته خود عمل نمى كنيد؟
330
دعوتگرى كه به حرف خود عمل
نكند تيراندازى را مانَد كه
زه بر كمان ندارد.
انديشه، اساس دانش
331
علم بر دو گونه است: يا
خاستگاهش عقل و سرشت است و يا
از راه شنيدن به دست آيد.
امّا دانشى كه از راه شنيدن
به دست آيد، اگر از عقل
نجوشد، مفيد واقع نگردد.
چاپلوسى، نشانه ضعف شخصيّت
332
دولت و حكومت، رأى و نظر را
جلوه دهد: هر جا كه حكومت رو
كند نظرِ صاحبِ آن هم پذيرفته
شود، و آنجا كه روى گردانَد
رأىِ او هم از نظر افتد.
پاكدامنى و شكرگزارى
333
پاكدامنى زينت نادارى است و
شكرگزارى زينت توانگرى.
روز
دادخواهى
334
روز دادخواهى، بر ستمگر بسى
سخت تر از روز ستم بر ستمديده
است.
عالم
محضر خداست
335
سخنها ضبط شود، و رازها از
پرده برون افتد، و «هركس در
گرو اعمال خويشتن است»24. و
مردم گرفتارِ نابخردى و فريب
اند مگر آن كس را كه خداى نگه
دارد، پرسش كننده آنان به رنج
آورَد، و پاسخ دهنده شان خود
را به رنج افكند.
گاهى ممكن است آن كس كه از
نظر فكر برتر است خشنودى يا
ناخشنودى، او را از فكر برتر
بازدارد، و نيز آن كه از همه
پايدارتر و استوارتر است از
نگاهى آزرده شود و كلمه اى او
را دگرگون سازد.
بهوش
باشيد كه هيچ نعمتى نمانَد
336
اى مردم، از خدا پروا كنيد!
چه بسيار آرزومندى كه به
آرزويش نرسد، و سازنده سرايى
كه حسرت سكونت بر دلش مانَد،
و گردآورنده اى كه بزودى
بگذارد و بگذرد، و شايد هم از
راه باطل فراهم آورده و حقّى
را بازداشته باشد، دست به
حرام آلاييده
و به خاطر جمع ثروت، پذيراى
گناهان شده باشد، پس بار
سنگينى به دوش گرفته و
اندوهگنانه و حسرت زده بر
پروردگارش وارد شده در حالى
«كه دنيا و آخرت را از دست
داده. و اين است زيانكارىِ
آشكار»25.
حكمت 337
پيش
نيامدن گناه هم نعمت است
337
دست نيافتن به گناه، خود بخشى
از پاكى و پارسايى است.
آبرويت
را پاس دار
338
آبرويت گنج دربسته است كه
سؤال آن را مى گشايد، ببين
نزد كه مى گشايى .
چاپلوسى و حسادت
339
ستودن بيش از اندازه چاپلوسى
است و كمتر از آن ناتوانى و
حسادت.
گناه سبك شمردن گناه
340
سنگين ترين گناهان آن است كه
گنهكار آن را سبك شمارد.
اوّل
به اصلاح عيب خويش پردازيد
341
آن كه در عيبِ خود نگرد به
عيبِ ديگران نرسد، و آن كه به
روزىِ الهى رضا دهد بر آنچه
از دست دهد غم نخورَد، و آن
كه تيغ تجاوز بركشد بدان كشته
شود، و آن كه خود را در كارها
به رنج افكنَد هلاك شود، و آن
كه خود را در گرداب افكنَد
غرق شود، و آن كه در جاهاى بد
رود بدنام شود، و آن كه زياد
سخن گويد زياد خطا كند، و آن
كه خطاى زياد كند شرم او كم
شود، و آن كه شرمش ناچيز شود
پارساييش كم گردد، و آن كه
پارساييش كم شود دلش بميرد، و
آن كه دلش بميرد در آتش رود،
و آن كه در عيبهاى مردم نگرد
و آنها را بد انگارد ولى براى
خود روا دارد دقيقاً او همان
احمق است.
قناعت ثروتى است بى پايان. و
آن كه زياد به ياد مرگ افتد
با كمِ دنيا خشنود شود، و آن
كه بداند سخن او بخشى از
كردار اوست كم سخن گويد جز در
آنچه مفيد افتد.
نشانه
هاى ستمگران
342
ستمگران سه نشانه دارند:
مافوق خود را نافرمانى كنند،
و زيردستان را آزار رسانند، و
با ستمگران هميارى كنند.
پايانِ
شبِ سيه سفيد است
343
چون سختى به اوج رسد گشايش
آيد، و آنگاه كه حلقه هاى بلا
تنگ گردد رفاه آيد.
به فكر
خود باش
344
به بعضى از يارانش فرمود:
بيشترين دلمشغولى خود را به
زن و فرزند قرار مده، كه اگر
از دوستان خدا باشند خداوند
دوستدارانش را تباه نكند، و
اگر از دشمنان خدا باشند پس
چرا فكر و وقت خود را صرف
آنان كنى؟
خودسازى
345
بزرگترين عيب آن است كه در
خود نبينى و در ديگران سرزنش
كنى.
درس
تبريك
346
درحضور امام، مردى به ديگرى
كه پسرى آورده بود چنين تبريك
گفت: گوارا بادت اين سواركار!
حضرت ـ درود خدا بر او ـ
فرمود: اين را مگوى، بلكه
بگوى: بخشنده را سپاس گزار، و
در آنچه بخشيده شدى بركت باد،
و به بزرگى رسد، و نيكوييش را
روزيت فرمايد.
نمود
ثروت
347
يكى از كارگزارانش ساختمان
باشكوهى ساخت، امام ـ درود
خدا بر او ـ فرمود: نشانه
پولها بر آمده است، اين عمارت
ثروتِ تو را مى نمايد.
روزىِ
هر كس برسد
348
به حضرت ـ درود خدا بر او ـ
عرض كردند: اگر فردى را در
خانه اى در به رويش ببندند،
از كجا روزيش رسد؟ فرمود: از
همان جا كه مرگش رسد.
فرهنگ
تسليت
349
امام ـ درود خدا بر او ـ جمعى
را كه فردى از آنان درگذشته
بود، چنين تسليت گفت: اين
شترى است كه درِ خانه همه
خوابيده است. دوست شما گويا
به مسافرت رفته است، پس او را
در سفر بينگاريد كه اگر باز
نگشت شما بر او وارد خواهيد
شد.
در
موقع نعمت نيز ترسان باشيد
350
اى مردم، خدا بايد شما را به
هنگام نعمت ترسان بيند همان
گونه كه در موقع بلا و سختى.
كسى كه دستش باز و روزيش فراخ
گشته و آن را آزمايش الهى
نديده قطعاً از رويداد
وحشتناكى آرميده است، و كسى
كه روزيش تنگ شده و آن را
امتحان نديده اجر خود را از
دست داده است.
تا
فرصت باقى است از هوس دست
شوييد
351
اى اسيران هوس، آهسته تر! آن
كه دل به دنيا داده و بدان
روى كرده است تنها صداى پاى
مرگ او را ترسانَد كه ديگر
خيلى دير شده است.
اى مردم، به تربيت نفس خود
پردازيد و آن را از سقوط در
دامچاله هاى عادات زشت
بازداريد.
از
گمان بد بپرهيز
352
به سخنى كه شنيدى تا آنجا كه
احتمال خير مى دهى گمان بد
مبر.
دستور
دعا
353
آنگاه كه حاجتى به درگاه الهى
داشتى نخست بر پيامبرش ـ سلام
خدا بر او و خاندانش ـ درود
فرست و سپس نيازت را بخواه،
كه خداوند كريم تر از آن است
كه از دو حاجت يكى را برآورَد
و ديگرى را وانهد.
زيان جدال
354
آن كه آبروى خود خواهد ستيزه
و جدال نكند.
پس از
آمادگى درنگ مكن
355
شتاب در كار پيش از آمادگى و
توانايى ابلهى است همان گونه
كه درنگ كردن پس از آمادگى.
انديشه
در خواستن
356
آنچه را نشدنى است درخواست
مكن، زيرا در آنچه دارى به
قدر كافى وظيفه دارى.
آينه
ديگران باش
357
فكر، آينه اى است روشن، و
عبرت گرفتن بيم دهنده اى است
نصيحتگر. و در شخصيّت تو همين
بس كه از آنچه از ديگرى خوش
ندارى خود دورى گزينى.
علم و
عمل
358
«دانش» همزاد «عمل» است، پس
آن كه «داند» بايد «به كار
بندد»; و دانايى، عمل را
خوانَد، پس اگر آن را پاسخ
داد، مانَد وگرنه كوچ كند.
حقيقت
دنيا را بشناسيد
359
كالاى دنيا آلوده كاهِ وباخيز
است، از آن مرغزار دورى كنيد
كه نياسودن در آن، بهتر از
ماندن است، و به اندازه كفاف
اكتفا كردن، برتر از جمع ثروت
است. آن كه ثروت اندوزد محكوم
به نادارى و بى اعتبارى است،
و آن كه از آن بى نيازى جويد
آسايش يابد، و آن كه چشم به
زيور و زيبايى دنيا دوزد
سرانجام به كورى نشيند، و آن
كه وابسته به دنيا شود وجود
او را غمها بينبارند و در
باطن قلبش تاخت و تاز كنند، و
افكارى او را به خود مشغول
سازد و افكار ديگر او را
محزون كند. اينچنين است تا
چنگال مرگ گلويش را بفشرد و
او را در دل خاك افكَند و
دفتر زندگيش بسته شود. گرفتن
جان دنياپرست بر خدا آسان است
و افكندن او در گور به دست
برادرانش راحت. امّا مؤمن، به
دنيا تنها به ديده عبرت نگرد،
و از مردار دنيا به قدر ضرورت
اكتفا كند، و آهنگ دنيا را به
گوش خشم و نفرت شنود. اگر
گويند ثروتمند شد، ديرى نپايد
كه خبر ورشكستگى او درپيچد، و
تا بيايند به وجود او خرسند
شوند، درگذشت او حزن آورَد.
تازه اين حال دنياست، و هنوز
روزگار نوميدى فرانرسيده است.
طاعت،
بى پاداش نباشد
360
خداوند بر اطاعتش «پاداش»
مقرّر فرموده و بر مخالفتش
«عذاب»، تا بندگانش را از
سقوط در آتش خشم خود بازدارد
و به بهشت رهنمون گرداند. |