 |
| |
 |
|
|

|
| |
کتاب :
نهج البلاغه همراه
|

|
|
|
|
|
:مترجم
سيدجمال الدين دين پرور |
|
|
|

|
| |
 |
|
| |
فصلنامه پژوهشي و اطلاع رساني نهج البلاغه شماره 23 و 24
|

|
|
|
|
|
فصلنامه 24- 23
|
|
 |
|
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
|
 |
|
 |
|
|
نگاهي
به ويژگيهاي
دوران
زمامداري امام علی
بعد از يك دوران
طولاني ركورد و
بيتوجهي، اين كتاب
قيم و انسانساز و
جامعهساز و بينظير
را مجدداً مطرح و
زنده كردند. از همه
برادران و خواهراني
كه در اين مراسم شركت
كرده چه از سراسر
كشور و چه از خارج
كشور صميمانه متشكرم
خيلي براي اين بنده
دلنشين بود، اگر اين
توفيق را پيدا
ميكردم كه مثل يكي
از شما ميتوانستم در
جلسات اين كنگره
ارزشمند شركت فعالي
داشته باشم و مثل
هميشه كه نهجالبلاغه
يكي از قلههاي اميد
فركي ما بود و بسياري
از اوقاتمان به
مطالعه آن ميگذشت و
اين كتاب عزيز در
حوزة تدريس و فكر و
مطالعة ما جايگاه
عمدهاي داشت، در اين
محفل شريف علمي و
ارزشمند هم مانند يك
جستجوگر، از اعماق
اين اقيانوس عظيم
بحثي ر بررسي ميكردم
و همه روزه در جلسات
آن حاضر ميشدم.
اما حالاكه متأسفانه
آن فراغت و فرصت
نيست، لازم ميدانم
به همه شما برادران و
خواهران، و نيز به
كساني كه در اين مجلس
حضور ندارند اما دل
در گرو هدايت
نهجالبلاغه و امام
علي بنابيطالب عليه
الصلوه و السلام
داشته و دارند،
درباره اين كتاب قيم
و اثر جاودانه مطالبي
را عرض كنم.
نهجالبلاغه يعني
مجموعهاي كه به همت
و تلاش سيد بزرگوار
شريف رضي گرد آمده و
بحمدالله تا امروز
مرجع و مراجعه و
مطالعة خواص و
انديشمندان بوده -نه
فقط محور معرفت و كار
عمومي و كار عمومي
مردم- شايد در تمام
دوراني كه اين كتاب
تأليف شده و به وجود
آمده مانند امروز
مورد نياز و متناسب
با اوضاع زمان و مكان
نبوده است. البته
نهجالبلاغه از جهات
مختلف حائز اهميت
است. شايد بشود گفت
كه نهجالبلاغه
مجموعهاي است از
عمدهترين مباحث و
معارف اسلامي و همه
آنچه براي يك انسان
مسلمان و يك جامعه
اسلامي لازم است در
نهجالبلاغه از آن
سخني و حرفي و
اشارهاي يا بحثي و
هدايتي هست: توحيد و
عقايد اسلامي و اصول
دين تا خلاق و تهذيب
و تزكيه نفساني،
سياست ملك داري و
كيفيت ادارة صحنههاي
عظيم فعاليت اجتماعي
تا تنظيم روابط
اخلاقي و خانوادگي،
جنگ و سياست و حكمت و
علم و ...
ليكن مطالب اين كتاب
كه در مجموع درس
زندگي اجتماعي براي
مسلمانهاست به طرو
مجرد از زندگي، مطرح
نشده است. گوينده اين
كلمات رئيس مملكت،
حاكم و فرمانرواي
بزرگي است كه سلطنت و
حكومت او بر كشور
پهناور و عظيمي گسترش
داشته اس. اين انسان
بزرگ كه مسؤوليت
ملكداري و زمامداري
را هم بر دوش داشته
با احساس اين مسؤوليت
عظيم اين مطالب را بر
زبان جاري كرده است.
نهجالبلاغه مانند
گفتههاي حكيمي نيست
كه دور از غوغي زندگي
و فارغ از واقعيتها
و مسائل گوناگوني كه
در يك جامعه ممكن است
مطرح باشد، مينشيند
و معارف اسلامي را
بيان ميكند. بلكه
سخنان انساني است كه
بار مسؤوليت ادارة يك
جامعة عظيم را بر دوش
خود احساس ميكند و
داناي دين و بصيربه
همه معارف اسلامي و
قرآني است و با دلي
مالامال از معرفت، و
روحي بزرگ و در مقامي
پر مسؤوليت، با مردم
روبرو ميوشد، با
آنها حرف ميزند، و
به سؤلات استفهامات
آنها پاسخ ميدهد.
اين است زمينه و
موقعيت صدور
نهجالبلاغه، و از
اين جهت باهمه
رواياتي كه ما از
ائمه معصومين،
عليهمالسلام، داريم
فرق ميكند. ائمه
اطهار «عليهالسلام»
در دوران حاكميتي كه
مورد قبول خودشان
باشد زندگي
نميكردند، آنها در
دوران اختناق به سر
ميبردند. مسائل از
ديدگاه يك حاكم و
مسؤول اداره مملكت بر
زبان آنها جاري
نميشد، اما
اميرالمؤمنين
«عليهالسلام» به
عنوان يك حاكم اسلامي
حرف ميزند و با
جامعهاي كه تحت
اشراف و حكومت خود
اوست سخن ميگويد، و
اين بخش بيشترين
سخناني است كه از
اميرالمؤمنين
«عليهالسلام» در
نهجالبلاغه نقل شده
است. البته در كلمات
آن حضرت سخناني هم
هست كه مربوط به
دوران حكومت ايشان
نيست.
ما امروز در همان
شرايط قرار داريم،
شرايط كنوني جامعه
اسلامي ما همان شرايط
است، البته روش است
كه نهجالبلاغه مخصوص
كشور مانيست، متعلق
به همه دنياري اسلام
است. و دنياي اسلام
هم امروز در حال
رسيدن به يك بيداري و
حيات دوبارة اسلامي
است.
در كشور ما و در
جامعة ما اين انقلاب
در سايه آموزشهاي
اميرالمؤمنين
«عليهالسلام» و با
اتكاء به قرآن و
نهجالبلاغه، به
پيروزي رسيده است.
امروز تقريباً همان
جامعة اسلامي و علوي
تشكيل شده، و همان
شرايط تقريباً در
بيشتر ابعاد در جامعه
و كشور ما حكومت
ميكند. امروز روز
استفاده هر چه بيشتر
از نهجالبلاغه است.
در اين زمينه توضيح
بيشتري ميدهم.
حتي شرايط زندگي رسول
اكرم«صلي الله عليه
و آله و سلم» هم با
شرايط زندگي دوران
حكومت اميرالمؤمنين
«عليهالسلام» متفاوت
است. در دوران رسول
اكرم «صلي الله عليه
و آله و سلم» جامعه،
اسلامي كامل عيار بود
يعني جهتگيري جامعه
همان جهت گيري كاملاً
اسلامي بود. اما
خصوصيتي كه از اول تا
آخر دوران زندگي ده
سالة پيغمبر «صلي
الله عليه و آله و
سلم» در دوران حكومت
اسلامي وجود داشت،
اين بود كه در آن روز
صف بنديها آشكار
بود. شعارهاي اسلامي
شعارهاي مشخص و واضح
و تعيين كننده و مشخص
كننده بود. جناج
بنديهايي كه در جانب
پيغمبر « صلي الله
عليه و آله و سلم»
قرار داشت جناح بندي
واضح و آشكاري بود.
معلوم بود كه دوست و
دشمن كيست. حتي حركت
نفاق كه در جامعة
اسلامي از اول تشكيل
حكومت اسلامي، حداقل
از دوران زندگي
پيامبر « صلي الله
عليه و آله و سلم» در
مدينه، به وجود آمد،
نميتوانست آن طور كه
نتيجة حركت نفاق هست
جامعه را تحت تاثير
قرار دهد. چون خود
پيغمبر «صليالله
عليه و آله و سلم»
حاضر بود. آياتي در
اشاره به منافقين و
افشاي احوال آنان
نازل ميشد. منافقين
تهديد و افشا
ميشدند. خيلي از
منافقان به وسيلة
پيغمبر « صلي الله
عليه و آله و سلم»
شناخته و حتي به
ديگران شناسانده
ميشدند. حركات
موذيانة نفاق انجام
ميگرفت. اما بر
مجموع جامعة اسلامي
يك صراحت و يك حالت
افشاگري مسلط بود.
كساني كه در جنگ در
برابر پيغمبر « صلي
الله عليه و آله و
سلم» شركت ميكردند،
دشمناني بودند كه
دشمني آنها، و ابعاد
اين دشمني، و ميزان
دوري و نزديكي آنها
از اسلام معلوم بود.
حتي معلوم بود يهود
چقدر مخالف اسلامند؟
قريش چقدر مخالف
اسلامند؟ و نيز قبائل
ديگر. و بديهي است
مسلمانان در اينكه
كيفيت مبارزة آنان با
اسلام و مسلمين چگونه
است دچار حيرت و
ترديد نبودند.
خصوصيت ويژة زمان
اما دوران
اميرالمؤمنين
«عليهالسلام» اين
خصوصيّت را نداشت و
اين يكي از بزرگترين
دشواريهاي حكومت
كوتاه، يعني كمتر از
پنجسالة
اميرالمؤمنين
«عليهالسلام» است.
در دوران
اميرالمومنين
«عليهالسلام» وقتي
كه دو لشكر در برابر
هم قرار ميگرفتند هر
دو لشكر نماز
ميخواندند. هر دو
لشكر اگر ماه رمضان
بود روزه ميگرفتند.
از ميان هر دو لشكر
آواي تلاوت قرآن
شنيده ميشد.
مسلمانها در هر دو
لشكري ه در مقابل هم
قرار داشت، احساس
ميكردند كه صراحت و
راحتي خيال دوران
پيغمبر « صلي الله
عليه و آله و سلم» را
ندارند. لذا در جنگ
صفينف در نبردهاي
اميرالمؤمنين
«عليهالسلام» چند
بار زمزمة سؤال و
شبهه و حيرت به وجود
آمد و مسلمانهايي كه
اسلام قديمي و از
دوران پيغمبر « صلي
الله عليه و آله و
سلم» را داشتند و
مسائل و حقايق اسلامي
را از اولين روزهاي
ولادت اسلام و بخصوص
ولادت حكومت اسلامي
ثبت كرده بودند، مثل
عمارياسر،
ميتوانستند گرهگشا
باشند و مشكل را
برطرف كنند. اما
بسياري سردرگم بودند.
در ماجراهاي دوران
اميرالمؤمنين
«عليهالسلام» اختلفا
صفوف آشكار نبود.
اشتراك در شعارها به
قدري فضا را تنگ كرده
بود كه اميرالمؤمنين
«عليهالسلام» بارها
ميفرمود: «لاَ
يَحْمِلُ هذَا
الْعَلَمَ إِلاَّ
أَهْلُ الْبَصَرِ وَ
الصَّبْرِ»1 تنها
مقاومت كافي نيست،
بينايي و هشياري و
تيزنگري لازم است.
اين خصوصيت ويژة زمان
اميرالمؤمنين
«عليهالسلام»،
زنجهاي
اميرالمؤمنين«عليهالسلام»،
و دردسرهاي
اميرالمومنين صلوات
الله عليه بود.
ما امروز در دنيايي
عظيم با شعارهاي
زيبايي كه در بسياري
از نقاط آن، سر داده
ميشود كم و بيش همان
وضعيت را داريم. حتي
امروز در دنياي اسلام
كه درك و دريافت و
بينش اسلامي در آن
گاهي به فاصلههايي
به اندازة ايمان و
كفر از هم دور هستند
با چنين واقعيتي
مواجهيم.
امروز آشكارترين و
روشنترين حقايق
اسلامي به وسيلة بخشي
از مدعيان اسلام در
كشورهاي اسلامي
ناديده گرفته ميشود.
امروز همان روزي است
كه مدعيان اسلام در
كشورهاي اسلامي
ناديده گرفته ميشود.
امروز همان روزي است
كه شعارها يكسان است،
اما جهت گيريها به
شدت مغاير يكديگر
است. امروز شرايطي
مشابه شرايط حكومت
دوران اميرالمؤمنين
«عليهالسلام» است.
پس روزگار، روزگار
نهجالبلاغه است.
امروز ميشود از
ديدگاه دقيق و نافذ
اميرالمؤمنين
«عليهالسلام» به
واقعيتهاي جهان و
جامعه نگاه كرد و
بسياري از حقايق را
ديد و شناخت و علاج
دردها را پيدا كرد.
همين است كه به نظر
ما امروز از هميش به
نهجالبلاغه محتاج
تريم. اين يك جهت بود
كه ضرورت پرداختن به
نهج البلاغه و بازگشت
به اين مجموعه را كه
از زبان اميرالمؤمنين
«عليهالسلام» و
مولاي متقيان
«عليهالسلام» نقل
شده، نشان ميدهد و
هرچه بيشتر كار كردن
در پيرامون آن و
آماده كردن مقدماتي
كه بتواند آن را قابل
استنادتر و قابل
فهمتر بكند از هميشه
لازمتر و ضروريتر
است.
حقيقت ديگري كه وجود
دارد و امروز ما را
بيشتر از گذشته به
نهجالبلاغه مشتاق و
محتاج ميكند، اين
است كه ما در طول
تاريخ اسلام،
متأسفانه با انحرافي
كه از كج فهمي و
جهالت از يك سو،
غرضورزي و دشمني از
سوي ديگر، حاصل شده،
در آنچه كه از معارف
اسلامي در اختيارمان
هست سردرگميهايي
داشتهايم. در طول
تاريخ گذشتة اسلام،
ناداني و جهالتهايي
وجود داشته، تنگ
نظريها و
خودخواهيهايي وجود
داشته كه موجب شده
حقايق اسلامي و معارف
اسلامي آنچنان كه
هستند و بايد شناخته
شوند، شناخته نشوند،
و به علاوه غرض
ورزيها و خيانتها و
تعمد برانحراف از
اسلام را هم، از
اولين قرنها پيدايش
اسلام از قدرتمندان و
كساني كه خلوص و صفاي
اسلام به زيان آنها
بوده است، مشاهده
ميكنيم.
ما در طول تاريخ
همواره احتياج
داشتهايم به
سرچشمههاي خالص و
زلال انديشة اسلامي و
نظامي فكري كه بتوان
به آن متكي شد،
بازگرديم. خوشبختانه
قرآن كريم همواره در
اختيار مسلمانها
بوده است، گرچه در
فهم آن هم همان
بدبينيها و
كجبينها و كج
فهميها و غرض
ورزيها دخالتهايي
كردهاند، اما
بحمدالله متن قرآن
سالم و به دور از
هرگونه تصرف
بدخواهانه يا
جاهلانهاي در اختيار
مسلمانها هست. ليكن
اين موجب نميشود كه
ساير سرچشمههاي زلال
معرفت براي مسلمانها
امروز به همان ضرورتي
كه سلام قرآن براي
مسلمانها دارد،
ضروري نباشد. باگسترش
فرهنگ بشري و با عمق
معرفتي كه بر
انسانها حاكم است،
امروز آن روز است كه
بايد كساني بنشينند،
با وجود گذشت زمان و
با وجود فاصله از صدر
اسلام، آن معارف دس
نخورده خالص و سالم
را كه ميتواند
اطمينان و باور انسان
را به خود جلب كند هر
چه بيشتر جمع كنند و
در اختيار اهل
استنباط و اجتهاد و
متفكران و صاحب نظران
قرار دهند.
اين كاري است كه در
احاديث هم بايد انجام
بگيرد، نهجالبلاغه
اين راه نزديك را در
پيشپاي ما ميگذارد،
نهجالبلاغه ما را از
اين فاصلة طولاني با
صدر اسلام، به
نزديكترين پايگاهها
و امنترين ديدگاهها
نسبت به معارف اسلامي
ميرساند. اگر ما
پيرمون نهجالبلاغه
كار و تحقيق كنيم و
اگر آن مقدار از خطب
اميرالمؤمنين
«عليهالسلام» كه در
نهجالبلاغه نيست،
جمع شود و روي اينها
و دربارة سند و
خصوصياتي كه اعتبار
آنها را مشخص و مسلّم
و قطعي ميكند كاري
فني انجام بدهيم، و
نهجالبلاغه را به
مجموعهاي نزديك به
پانصد خطبهاي كه از
آن حضرت نقل شده
برسانيم، خدمت بزرگي
به معارف اسلامي
درقرن پانزدهم هجري
انجام دادهايم.
ميتوانيم با گذشت
اينهمه مدت از صدر
اسلام، يك منبع
غنيلايزالي كه مورد
قبول همه مؤمنين به
اسلام است ميتواند
باشد، در اختيار
مسلمانها قرار دهيم.
آن مجموعة مطلوب به
ما نسبت به فهم درست
اسلام مدد خواهد كرد
و چه بسيار بينش ما
را نسبت به معارف
اسلامي كه اساساً بر
مبناي «قرآن» و
«نهجالبلاغه» شكل
گرفته است. اين كاري
است كه حتماً بايستي
انجام بگيرد و اين
اميدواري هست كه كوشش
برادران عزيز ما در
بنياد نهجالبلاغه و
همه كساني كه با آنها
همكاري ميكنند اين
خدمت بزرگ را به عالم
اسلام انجام دهد.
تصوير شخصيت علي «ع»
در نهجالبلاغه
يك بعد ديگر از ابعاد
ارزش و اهميت
نهجالبلاغه ترسيم
شخصيت اميرالمؤمنين
عليه الصلواه و
السلام است، چيزي كه
ما امروز به آن كمال
احتياج را داريم.
اميرالمؤمنين علي
«عليهالسلام» اين
چهرهناشناخته، اين
انسان والا، اين
نمونه كامل مسلماني
كه اسلام ميخواهد
انسانها آنچنان
ساخته بشوند، در
لابلاي اوراق و سطور
نهجالبلاغه كاملاً
شناسايي و تعريف
ميشود. نهجالبلاغه
در حقيقات كتاب معرفي
عليبنابيطالب
«عليهالسلام» است.
چگونه ممكن است كسي
به افقهاي اسرار
آميز و شگفتآور،
واديهاي گوناگون
معرفتي كه در
نهجالبلاغه هست دست
نيافته باشد و بتواند
آنها را اين گونه
زيبا و جذاب ترسيم و
توصيف كند. در
نهجالبلاغه همه
ابعاد يك شخصيت والاي
انساني وجود دارد: از
معرفت، از اخلاق، از
خصلتهاي ويژه يك
انسان، و از اخلاق
ويژه والايي كه فقط
اسلام به انسانها
تعليم داده است، يك
انسان است، و اين نه
فقط از باب شناسايي
چهرة اميرالمؤمنين
«عليهالسلام» مهم
است بلكه از باب
شناسايي اسلام و
اينكه اسلام چگونه
انساني را ميخواهد
بسازد حائز اهميت
است. امروز بشريت
معاصرمان از ما سؤال
ميكند: «اين اسلامي
كه شما از آن دم
ميزنيد و فكر
ميكنيد رسالت آن
جهاني است، درصدد
ساختن چگونه انساني
است؟» براي پاسخ چه
كسي را بهتر و زيباتر
و جامعتر و والاتر
از علي بنابيطالب
«عليهالسلام»
ميتوان نشان داد؟ و
چهرة عليبنابيطالب
«عليهالسلام» در هيچ
جا مانند نهجالبلاغه
آشكار نميشود. البته
دربارة عظمت اين كتاب
و ارزش اين سخنان و
اين نامهها مطالب
عميق گفته شده و خيلي
حرفها ميتوان زد،
من فقط اشارهاي
ميكنم تا سپاس و
تشكر قلبي من از
كساني كه اين كنگره و
كنگرههاي قبل و اين
حركت به سمت شناساندن
نهجالبلاغه را
سازمان دادند، اين
نكته را روشن كند كه
به چه مناسبت ما اين
كار را اينقدر عظيم و
حائز اهميت ميدانيم.
با اينكه مدتهاست
نهج البلاغه تا حدود
زيادي از فراموشي
بيرون آمده و نام آن
به گوش مردم رسيده و
به نحوي در دسترس
مردم قرار گرفته است،
باز اعتقاد دارم كه
در اطراف نهجالبلاغه
تحقيقات علمي و همه
جانبهاي بايد انجام
بگيرد. البته كارهايي
كه تاكنون انجام
گرفته و شمهاي از
آنها در كتابنامه
نهجالبلاغه درج شده
است، قابل توجه و
سزاوار تقدير و تشكر
است.
فصلبندي مطالب نهج
البلاغه، شرح بخشهاي
عمدهاي از آن
بسياري از كارهاي
لازم در طول بيش از
هزار سالي كه از
تدوين اين كتاب شريف
ميگذرد انجام گرفته
است، شايد در
كتابخانهها نسخ خطي
اين آثار ارزشمند
محفوظ باشد كه بايد
جستجو و پيدا كرد،
احتمال هم دارد كه
بعضي از آنها در طول
زمان، در معرض حوادث
قرار گرفته و از بني
رفته باشد، در هر حال
اين كارها بايد انجام
بگيرد. يكي از
كارهايي كه اين كنگره
ميتواند انجام دهد،
اين است كه فهرست
اساسيترين تحقيقتي
را كه بايد پيرامون
نهجالبلاغه انجام
بگيرد، تهيه و تدوين
كند و در اختيار
انديشمندان بگذارد.
شايد بتواند دهها كار
لازم را شمرد كه
امروز نهجالبلاغه به
اين كارها نيازمند
است و بايد به شيوة
فردي يا جمعي انجام
گيرد، بايد اينها را
تدوين كرد و در
اختيار مردم گذاشت تا
انديشمندان و مؤلفان
و صاحبنظران و كساني
كه با نهجالبلاغه
مأنوس هستند بدانند
چه كارهاي از اولويت
و اهميت برخوردار
است. در اينجا به چند
كار كه به نظر من
اهميت و ضرورت مبرمي
دارد، اشاره ميكنم.
ترجمه فارسي خوب از
نهجالبلاغه
من البته از آنچه
انجام گرفته كم و بيش
مطّلعم و نميخواهم
به زحمات فراواني كه
به خاطر برگردان
نهجالبلاغه به فارسي
انجام گرفته خداي
ناخواسته به چشم
بيقدري نگاه كنم. در
يك كنگره ديگر هم كه
سه سال پيش تشكيل شده
بود و بنده توفيق
يافتم و شركت كردم،
از عالم جليل آقاي
فيض الاسلام كه اول
بار اين كتاب را به
فارسي ترجمه كرده و
در اختيار مردم قرار
داد و صداي
نهجالبلاغه را براي
اولين بار به گوش
مردم رساند، تشكر
كردم و باز هم تشكر
ميكنم، همچنين از
چند نفر نويسندگان
محترمي كه از
نهجالبلاغه
ترجمههاي منتخب يا
آزاد، به صورت بيان
محتوا، به دست
دادهاند، به سهم خود
سپاسگزارم. ليكن
ميخواهه عرض كنم جاي
يك ترجمة كامل و همه
جانبه از نهجالبلاغه
جاي يك ترجمة كامل و
روشن و رسا از قرآن
در جامعة ما همچنان
خالي است و به نظرم
قصور و غفلتي كه
تاكنون شده است ماية
سرشكستگي است. من
خواهش ميكنم «بنياد
نهجالبلاغه» اين
مسأله را با فوريت و
جديت تعقيب كند،
همچناني كه براي
چندمين بار از همه
كساني كه ميتوانند
ترجمة خوبي از قرآن
كريم به فارسي تهيه
كنند و ارائه دهند
خواهش ميكنم اين كار
را بكنند. جمهوري
اسلامي بعد از پنج
سال به نظرم قدري دير
كرده است. بايد اين
كار رودتر انجام
ميگرفت و هرچه
ميگذرد ديرتر
ميشود. به نظر من
اشكالي ندارد كه
چندين نفر شروع كنند
به ترجمه اين دو اثر
مقدس و هر مقدار را
كه ميتوانند پيش
ببرند. چون به هر حال
هيچ ترجمهاي كامل
نخواهد بود. يعني اين
طور نباشد كه اگر
كساني شنيدند كه فلان
نويسندة خوب و آشنا
به زبان عربي مشغول
ترجمة نهجالبلاغه يا
«قرآن» شده از كار
دست بكشند و كاري
نكنند. هركسي شوق اين
كار را در خود احساس
ميكند شروع كند. اگر
ده ترجمه بسيار خوب
هم از «قرآن كريم» و
نهجالبلاغة شريف
داشته باشيم زيادي
نيست، و هيچ اشكالي
ندارد كه علائق مختلف
و ذوقهاي گوناگون و
ديدگاههاي مختلف از
يك آيه يا يك جمله
بتوانند خواننده را
به ابعاد واقعي آن
جمله قدري نزديكتر
كنند. بنابراين به
نظر من اين كار امروز
در اولويت قرار
دارد.2 |
فصلبندي عنواني نهجالبلاغه
يكي از كارهايي كه حتماً در
باب نهجالبلاغه ضرورت دارد،
فصلبندي عنواني نهجالبلاغه
است، فصلبندي موضوعي. البته
اين كار انجام گرفته، بعضي از
محققين و علماي بزرگ و
عاليقدر زمان ما روي
نهجالبلاغه اين كرا را
كردهاند و مجلدات متعددي هم
چاپ شده كه به جاي خود
ارزشمند است. اما در زير
عناوين كلي، كه فكر ميكنم در
حدود 30 عنوان را تفكيك
كردهاند اما در تكميل آن
شايد دهها عنوان فرعي ميتوان
پيدا كرد. 3 اين كار در قرآن
هم باز جايش خالي است و انجام
نگرفته است. يك تفيل الايات
براي قرآن بايد نوشته شود
شامل بيشترين موضوعاتي كه اما
تا مروز نتوانستهايم به آنها
برسيم و در قرآن از آن نشاني
هست. اما در باب نهجالبلاغه
تنظيم يك تفصيل المطالب و
تفصيل الموضوعات فوقالعاده
ضروري است. نهجالبلاغه
واقعاً يك اقيانوس عميق و
تمام نشدني است، همه هم توفيق
پيدا نميكنند اين كتاب را
آ»چنان كه شايستة آن است سير
كنند و در آن غور كنند، در
حاليكه بسياري از مطالب و
معارف اين كتاب براي مردم
لازم است و بايد اين امكان
براي جويندگان و علاقهمندان
پيدا شود كه مطالب مورد
نظرشان را در آن به آساني
بيابند.
فصلبندي از لحاظ اعتباري
سندي
يكي از كارهاي ديگري كه خوب
است دربارة نهجالبلاغه انام
بگيرد، فصلبندي از لحاظ
اعتبارات سندي است. يقيناً
بعضي از بخشهاي نهجالبلاغه
در حد اعلاي اعتبار وثوق
روايي قرار دارد. بعضي از
بخشها هم در آن حد نيست.
پيرامون اسناد نهجالبلاغه
تاكنون كارهايي انجام گرفته و
كتابهايي چاپ شده حدود دو يا
سه تأليف و يا بيشتر. شايد در
ميان گذشتگان هم اين كار
انجام گرفته باشد كه بسياري
از آن بياطلاعند. اما لازم
است يك طبقهبندي از لحاظ سند
و اعتبار سندي انجام بگيرد.
چنانكه به هر يك از خطب ي
اكلمات يا نامهها كه انسان
مراجعه ميكند بداند، از لحاظ
سندي كه اين حديث دارد، چقدر
مورد اعتبار است و چقدر
ميتوان به آن تكيه كرد.
البته همة شواهد و قرائن را
ميتوان در اين مورد به كار
گرفت و اين چيزي است كه اگر
براي عامة مردم هم مورد نياز
نباشد براي محققان و
انديشمندان و كساني كه به اين
مسأله اهميت ميدهند، يقيناً
حائز اهميت است.
ترجمة لغات نهجالبلاغه
يكي از كارهاي اساسي كه بايد
در زمينة نهجالبلاغه انجام
بگيرد ترجمة لغات نهجالبلاغه
است براي فارسي زبانها، و
حتي براي عربي زبانها. البته
در پاورقي بعضي از
نهجالبلاغهها بزرگاني چون
مرحوم محمد عبده و بعضي ديگر
اين كار را كردهاند اما كافي
نيست. اين همه لغتي كه در اين
كتاب گسترده است با بارهاي
ادبي و مايههاي هنري و فصاحت
و بلاغت فوقالعاده، احتياج
به يك كار مستقلي، فزونتر از
شرح سطحي آن دارد. خلاصه آن
كه لازم است يك تفسير اللغات
كامل و عميق براي نهجالبلاغه
تهيه شود.
پيوستن
بخشهاي متفرق از يك خطبه
يكي از كارهايي كه از مدتها
پيش همواره ضرورتش را احساس
ميكردم، پيوستن بخشهاي
متفرق يك خطبه است كه احياناً
آنها را سيدرضي، رحمهالله
عليه، از هم جدا كرده است.
ملاحظه كردهايد جاهايي بعد
از آنكه يك خطبه شروع ميشود
گفته ميشود و منها (= اين از
جمله بخشهاي همان خطبه است)
يقيناً بين اينها يك چيزي
افتاده است، واّلا تعبير «و
منها» لازم نبود. يك جاهاي
ديگر معلوم ميشود اين پايان
خطبه نيست و مطلب نيمهكاره
است، شايد بعضي از بخشها را
در خود نهجالبلاغه بتوان
پيدا كرد، و يقيناً بسياري از
آنها را دركتب متفرق حديث
ميتوان جستجو و پيدا كرد.
به هرحال گاهي انسان دو بخش
از يك خطبه را ميبيند كه فوق
العاده مهم هم هست، اما
ميانشان فاصله افتاده است. تا
سرانجام به قدر مقدور و ممكن
بخشهاي پراكند يك خطبه، از
نو به هم اتصال پيدا كند.
بنده تصور ميكنم مرحوم
سيدرضي رضوان الله عليه، اين
كتاب را از ديدگاه فصاحت و
بلاغت و زيباييهاي هنري بيشتر
مورد توجه قرار داده است، اسم
كتاب هم همين را تأييد
ميكند: «نهجالبلاغه» امروز
براي مردم ما مسأله بلاغت در
اين كتاب در درجة اول اهميت و
توجه نيست، به محتوا كار
داريم. ما به مضامين احتياج
داريم. اصلاً بسياري از عرب
زبانها همه با گذشت هزار و
سيصد و اندي از زمان صدور اين
كلمات و با تحولي كه لغت و
زبان به طور طبيعي پيدا
ميكند، از فصاحت و بلاغت و
زيباييهاي هنري آن كلام چيز
زيادي درك نكنند. لازم است
امروز ما از آن ديدگاهي كه
روز اول تدوين اين مجموعه
وجود داشت و از باب بلاغت و
فصاحت و ارزشهاي هنري به آن
نگاه ميشد عدول كنيم. نمي
گويم آن را به كلي ناديده
بگيريم، چرا كه اين وجه از
نظر هنري و ادبي فوق العاده
ارزشمند است و معلوم است كه
ارزشهاي هنري همواره به
ماندگاري يك سخن و تأثير عميق
و گسترش فراوان آن كمك بسياري
ميكند و در آن شكي نيست، اما
آنچه كه امروز براي ما در
درجة اول اهميت است مضامين آن
است.
از اين قبيل كارهاي فراواني
هست كه پيرامون نهجالبلاغه
بايد انجام داد و انجام
ميگيرد. همانطور كه عرض كردم
پيشنهاد اول را باز تكرار
ميكنم: مجموعة كارهاي عملي و
ضروري را كه بايد در زمينه
نهجالبلاغه انجام داد
فهرستبندي كنيد تا مشخص شود
كه چه كارهايي شايسته است
انجام بگيرد. البته ترديدي
نيست كه عشقها و ايمانها،
نبوغها و ابتكارها، كارها و
رشتههاي جديدي را به وجود
خواهد آورد.
بنده بار ديگر از مه برادران
مسؤول و دست اندركار، براي
اهميتي كه به نهجالبلاغه
دادهاند، براي اهميتي كه به
تشكيل اين كنگر دادهاند تشكر
ميكنم و اميدوارم بلندي
همتشان بتواند منشاء اين خدمت
عظيم براي امت اسلام واقع شود
كه نهجالبلاغه را هر چه بيشر
مورد استفاده و بهرهبرداري
قرار دهد و اين سرمشقي باشد
براي امت اسلام واقع شود كه
نهجالبلاغه را هر چه بيشتر
مورد استفاده و بهرهبرداري
قرار دهد و اين سرمشقي باشد
براي همه مسلمانها كه شايد
هنوز بسياري از آنها با
نهجالبلاغه هيچگونه آشنايي
ندارند. والسلام عليكم و رحمه
الل و بركاته
1- نهجالبلاغه، خطبة، فيض /
559
2- گفتني است كه بحمداله در
طي چند سالي كه از اين
سخنراني شوقانگيز مقام معظم
رهبري ميگذرد كارهاي فراواني
انجام گرفته از جمله دو ترجمة
قرآن از آقايان: عبدالمحمّد
آيتي و محد خواجوي انتشار
يافته و ترجمههاي ديگري هم
در دست تكميل يا طبع است.
همچنين ترجمة كاملي از
نهجالبلاغه به قلم آقاي دكتر
سيدجعفر شهيدي و نيز يك ترجمة
كهن به همت دكتر عزيزاله
جويني احيا گرديده است، و
نهضت ارجمند ترجمة اين دو
كتاب به كوشش صاحبنظران
همچنان ادامه
دارد.(نهجالبلاغه)
3- در اين زمينه در سالهاي
اخير كوششهایی انجام گرفته
1-تصنيف نهجالبلاغه اثر لبيب
بيضون كه بيش از 400 فصل
موضوعي دارد 2-فهرست موضوعي
نهجالبلاغه شامل 300 عنوان
اصلي و بيش از 5 هزار فيش با
عناوين فرعي توسط بنياد
نهجالبلاغه 3- الهادي الي
موضوعات نهجالبلاغه تأليف
آيةاله مشكيني 4- الدليل علي
موضوعات نهجالبلاغه، تاليف
علي انصاريان 5- المعجم
الموضوعي لنهجالبلاغه، اعداد
أويس كريم محمد. |
|
|
|
|